بحران کرونا در زندانها و ابراز نگرانی جمعی از فعالان سیاسی و مدنی نسبت به وضعیت سلامت گلرخ ایرایی
جمعی از فعالین مدنی و سیاسی طی بیانیهای با اشاره به گسترش ویروس کرونا در کشور و عدم رعایت پروتکلهای ویژه وضعیت بحرانی کرونا در زندان قرچک ورامین، نسبت به وضعیت سلامت گلرخ ابراهیمی ایرایی در زندان وعدم اعزام او به مرخصی ابراز نگرانی کردند
لینک متن کامل بیانیه
نامه گلرخ ابراهیمی ایرایی در خصوص انتقال زندانی سیاسی، زینب جلالیان به زندان قرچک ورامین
گلرخ
ابراهیمی ایرایی از زندان: تازیانه خوردیم و ایستادیم
زندانی
سیاسی گلرخ ابراهیمی ایرایی با ارسال نامه سرگشاده ای از بند زنان زندان اوین فراز
و نشیب های مبارزه و دردها و رنج های مردم ستمدیده ایران به تصویر کشیده است. ذیلاً متن نامه گلرخ ابراهیمی ایرایی:
فشارهای
ضدانسانی بر زندانی سیاسی آرش صادقی
دژخیمان
خامنهای فشار بر زندانی سیاسی آرش صادقی در زندان گوهردشت کرج را شدت بخشیده و بهرغم
بیماری سرطان از حداقل امکانات محروم میباشد.
بنا
به گزارشهای منتشر شده وضعیت جسمی این زندانی سیاسی بهشدت رو به وخامت گذاشته است.
پس
از عمل جراحی که روی دست این زندانی سیاسی انجام شد، تعدادی از اعصاب حرکتی و حسی
دست وی از کار افتاده و عملاً دست وی فاقد فعالیت است، بترتیبی که از مچ به پایین
حرکت کمی دارد. یعنی فقط میتواند انگشتانش را کمی باز و بسته کند.
نامه
سرگشاده گلرخ ابراهیمی ایرایی در مورد وضعیت آرش صادقی
گلرخ
ابراهیمی ایرایی فعال مدنی زندانی در ایران با انتشار یک نامه سرگشاده از بیخبری
کامل خود از وضعیت آرش صادقی، همسرش خبر داد.
در
این نامه سرگشاده، گلرخ ابراهیمی تاکید کرد که «جان آرش صادقی» در خطر است و نوشت
«آنچه که فکر میکردم نباید پیش آید و آنچه که جبران ناپذیر میدیدم بروز کرده و
نمیدانم بازگشت سلامت آرش تا چه حد میسر خواهد بود.»
آرش
صادقی در دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی، توهین به رهبری،
تشکیل گروههای غیرقانونی، و تبلیغ علیه نظام به ۱۵ سال حبس محکوم
شد. همچنین قاضی دادگاه حکم ۴ سال حبس تعلیقی این زندانی ۳۲ ساله را اجرایی کرد. آرش صادقی ۳۲ ساله مشغول گذراندن
حکم ۱۵ سال زندان خود برای فعالیتهایی در زمینه حقوق بشر در زندان رجاییشهر
کرج است.
او
که به بیماری تومور استخوانی مبتلا شده است، اگر چه با تاخیر برای خارج کردن تومور
از ناحیه دست راست تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما مراحل درمان با عجله مسئولان
زندان برای بازگردادن آقای صادقی به زندان نیمه تمام ماند.
گزارشها
حاکی از آن است که این زندانی روز شنبه ۲۱ مهرماه زمانی که
برای انجام آزمایشها به بیمارستان امام خمینی اعزام شده بود، در محل بیمارستان
مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
هشدار عفو بینالملل، ممانعت از درمان زندانی سیاسی آرش
صادقی
سازمان عفو بینالملل، چهارشنبه ۴مهر ۹۶، با انتشار بیانیهیی
گفت مقامات رژیم ایران با ممانعت از دسترسی زندانی سیاسی آرش صادقی به مراقبتهای
درمانی و بیاعتنایی به هشدارهای پزشکان، در حال شکنجه دادن این مدافع حقوقبشر که
از سرطان رنج میبرد، هستند.
زندانی سیاسی، آرش صادقی که تنها بهخاطر فعالیتهای صلحآمیز
حقوق بشری، توسط رژیم ولایت فقیه به ۱۹سال زندان محکوم شده است، ماه گذشته تشخیص
داده شد که به سرطان استخوان مبتلا است.
ممانعت از پروسه درمانی، شکنجه محسوب میشود
فیلیپ لوتر مدیر تحقیقات شمال آفریقا و خاورمیانه عفو بینالملل
گفت: «رفتار مقامات ایران در مورد آرش صادقی نه تنها به طرز غیرقابل توصیفی
ظالمانه است، بلکه از منظر حقوقی نوعی شکنجه محسوب میشود. از ابتدا تا امروز، هر
قدم که مقامات زندان، دادستانی و سپاه پاسداران برداشتهاند در جهت قطع یا محدودکردن
دسترسی آرش صادقی به خدمات درمانی حیاتی برای مقابله با سرطان بوده است.»
گلرخ ایرایی در رثای ۳زندانی سیاسی کرد اعدام
شده: مرگی که آغاز خشم کودکان است
خانم گلرخ ایرایی زندانی سیاسی محبوس در زندان
اوین، درباره اعدام رامین حسینپناهی و لقمان و زانیار مرادی با نوشتن نامهای
اعلام کرد که عاملان کشتار زندانیان سیاسی در روز موعود در پیشگاه خلق ایران
مجازات خواهند شد.
گلرخ ایرایی در بخش دیگری از نامه خود مینویسد:
«زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسینپناهی، مبارزان راه آزادی، جاودانهای
مقاومت و آموزگاران صبر و استقامت، بیکمترین کرنشی، آزادمردانه درس ایستادگی
دادند و با حضور دلاورانهشان در حالی که در اعتراض به برخوردهای وحشیانه ماموران
رژیم، لب بر غذا بسته بودند، به دار آویخته شدند.»
متن کامل نامه گلرخ ایرایی:
ریسمانها کشیده شد، حلقهها سرها را بلعید،
چارپایه بر زمین غلتید، پوتین به عقب برگشت و … گردنها شکسته شد. یک دقیقه گذشت،
همه چیز تمام شد، تنها تکان بریدهای در پاها، که نای نگهداشتن دمپایی کهنه را
نداشت، تکانی دیگر … ،تکانی دیگر … و مرگ، مرگی که پایان نبود، مرگی که آغاز خشم
کودکان است.
زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسینپناهی،
مبارزان راه آزادی، جاودانهای مقاومت و آموزگاران صبر و استقامت، بیکمترین کرنشی،
آزادمردانه درس ایستادگی دادند و با حضور دلاورانهشان در حالی که در اعتراض به
برخوردهای وحشیانه ماموران رژیم، لب بر غذا بسته بودند، به دار آویخته شدند.
در برابر دیو استبداد و ارتجاع ایستادند تا
رسوا کنند ننگ و افتضاح آنانی که خود را حاکم و دولتمرد تصور میکنند و هیچ نکردند
جز جنایت. آنان که نامشان با قتلعام آزادیخواهان و نسلکشی گره خورده است و روی
کار آمدنشان با هزار خدعه و نیرنگ همراه بود. بودنشان میسر شد به برپایی شکنجهگاهها
و بیدادگاههای بیبدیلشان دهنکجی زشتی شد به حرفه قضاوت.
گورهای دستهجمعی در کارنامه دارند و چهل سال
تاریخ ننگینشان عجین است با قتل عامهای پی در پی. قاتلان جانباختگان هفدهم شهریور
۱۳۹۷، در کنار قاتلان فرزاد کمانگر، غلامرضا خسروی، آرش رحمانی، شیرکو معارفی، شیرین
علمهولی، علی صارمی، شهرام احمدی، محمد حاجآقایی، جعفر کاظمی، حامد احمدی، محمد
عبدالهی، مجتبی محسنی، سعید سلطانپور، مصطفی و علی مثنی، علیرضا اکبریمنفرد، رقیه
اکبریمنفرد، شمسالدین فاضلی و هزاران آزادیخواه دیگر که قربانیان چهاردهه جنایات
رژیم استبدادی هستند، به همراه تمامی منفعتطلبانی که آب در آسیاب دژخیم ریختهاند
و همچنان سعی دارند در مرثیه عزیزانمان پشمی به کلاه رسوایی خود بیفزایند، در روز
موعود در پیشگاه خلق ایران مجازات و وادار به پاسخگویی خواهند شد.
باشد که باور کنیم مجال محکومکردن نمانده است
و کارزار تاوان است.
گلرخ ابراهیمیایرایی، بند زنان زندان اوین،
شهریور ۹۷

آرش صادقی بدون تکمیل دوره درمان به زندان رجایی
شهر بازگردانده شد
جدیدترین عکس آرش صادقی
روز شنبه ۲۴ شهریور مداقع حقوق بشر آرش صادقی که به تازگی برای درمان تومور سرطانی مورد عمل جراحی قرار گرفته به دستور ماموران از بیمارستان به زندان رجایی شهر منتقل شد.
این در حالی است که پزشکان هشدار دادهاند که این زندانی سیاسی بعد از عمل جراحی نیازمند نمونه برداری مجدد و رسیدگی تخصصی در بیمارستان است و تأکید کردهاند بهبود وضعیت آرش صادقی
پس از عمل هنوز قطعی نشده است.
آرش صادقی به کندروسارکوم، تومور استخوانی بدخیم،
مبتلا است؛ این تومور به دنبال شکستگیهای ناشی از ضرب وشتم در دوران بازجویی به
وجود آمده و طی سال های گذشته نیز موجب ناراحتی و درد برای این زندانی سیاسی گشته
است.
پزشکان اعلام کردند که عدم توجه به وضعیت او در
زندان موجب پیشرفت بیماری و وخیم تر شدن وضعیت وی شده است.
از سوی دیگر، آرش صادقی به دلیل ابتلا به بیماری
های «کولیت زخمی»، زخم معده و اثنی عشر نمیتواند غذا را هضم و دفع کند و وضعیت او
در زندان رو به روز بحرانیتر میگردد؛ پزشکان نیز هشدار دادهاند، خطر ابتلا به
سرطان او را تهدید میکند اما ضابطین سپاه همچنان از انتقال او به مراکز درمانی
ممانعت میکنند.
مشکلات گوارشی وی به دنبال اعتصاب غذای طولانی
مدت در سال ۹۵ پیش آمده و به دلیل مخالفت مسئولان با درمان وی پیشرفته و وخیم گشته
است.
پیام مریم اکبری و گلرخ ایرایی به مناسبت
سالگرد قتل عام ۶۷: نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم
مرداد ماه ۶۷آغاز بزرگترین کشتار زندانیان سیاسی
در طول تاریخ به دستور و فتوای خمینی بود. دراین کشتار سبعانه و قتل عام که ۲ماه
بلاوقفه ادامه یافت، بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی به دار کشیده شدند. در سیامین
سالروز آن کشتار، زندانیان سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین مریم اکبریمنفرد و
گلرخ ابراهیمیایرایی در پیامی چنین نوشتند: «نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم.»
متن کامل پیام این دو زندانی سیاسی به شرح زیر
میباشد:
«گرمای تلخ مرداد ماه در تاریکی شب میان آسمان بی
ستاره و زمین خوابآلود شب را از معجون عشق و مرگ سرشار کرده بود و زمزمههای عشق
و مقاومت در سایههای شب در آهنگی تلخ و شیرین به گوش میرسید و سرنوشتی ملکوتی را
در آستانه رویاها در برابر چشمهای جهانیان به رقص درمیآورد.
گلواژهها قطرههایی بودند که مثل بلور نور
سبکبال و بیآلایش از طنابهای دار عبور کردند و مثل شبنمی بر بالای سربرگ تاریخ ایران
جوانه زدند.
در پس واژهها نبردی سهمگین در جریان بود. نبردی
میان آنانکه رسالتشان تجاوز به ناموس واژهها و ارزشهای انسانی بود با آنانکه
به احیا کلمات برخاستند و برای حفظ ارزشهای انسانی که مهیبترین نیروی ضد خلق٬
تلاش بر نابودی آن داشت٬ مقاومت کردند و اینگونه بود که آنان سربدار شدند تا از
حرمت و ساحت کلمات و ارزشها حفاظت کنند.
وقتی برگ برگ تاریخ ایران را ورق میزنیم مرحلهای
به پایان میرسد و مرحلهای نوین پدیدار میگردد. انقلاب مشروطه، نهضت جنگل، کودتای
۲۸ مرداد، انقلاب ۵۷، قتلعامهای دههی ۶۰ و به ویژه کشتار تابستان ۶۷ (گورهای
دسته جمعی جان باختگان کشتار ۶۷، خاوران تهران که ۳۰ سال است خانوادهها بدون
داشتن نام و نشانی از عزیزان خود هر هفته بر سر مزار شهدا میروند و یا خانوادههای
عزیز شهرستان که فرزندان خود را در حیاط خانه خود دفن کردهاند) اتفاقات سال ۸۸،
وقایع ۶ و ۷ مرداد ۸۸ و… اما تاریخ نشان داد که در هیچ برههای از زمان این رشادتها
فنا ناپذیر نیستند؛ چرا که در بعد فکری و اندیشه جاودانند نه در بقای جسمانی.
آنان رفتند اما با خون خودشان سقفهای ناباوری
و ناامیدی را از هم شکافتند و به اسارت و بندگی و تسلیم و رذالت در هیچ شرایطی تن
ندادند؛ چه در میدان تیر و چه بر بالای چوبههای دار. آنها بهای سنگین آزادی را
پرداختند و جریان روشنگر و رشادتهای آنها به رغم همه دسیسهها و خاکسترهایی که بر
سرشان ریختند هر روز و هر لحظه ادامه یافت.
فراموشی در همه حال حاضر است و عقب نمینشیند
مگر آنکه به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانیاش، چون پیش آید تو را
درمانده و ناتوان میسازد. نیرویی که قادر است تو را به نابودی کشد.
رژیم همواره سعی کرده تا تاریخ دهه ۶۰ و کشتار
۶۷ را را در اذهان مردم حذف نماید و با عناوین گوناگون سعی در سانسور آن دارد، از
تخریب گورهای جمعی گرفته و یا با خطاب قرار دادن قربانیان به نام تروریست و… هر چه
بیشتر بر این هدف پای میفشرد؛ غافل از اینکه در تمام این سالها خانوادهها بودند
که تلاش کردند این خاطره و تاریخ فراموش نشود و با وجود ابزارهای سرکوب و فضای امنیتی
صدایشان را به جهان برسانند.
دیوارهای این اختناق و پنهان کاری با امواج
خروشان جنبش دادخواهی فروریخت و نهاد خودکامگی و استبداد سلطنت دینی که کاخ قدرتش
را با تکیه بر فقر و فحشا و اختلاس و چوبههای دار بنا کرده به خود لرزید… حفاظت
از تاریخ دهه شصت که بخشی از تاریخ ایران است وظیفهی هر ایرانی است و باید با
بررسی این دهه و محاکمه آمران و عاملان آن در دادگاه خلق از تکرار جنایت جلوگیری
شود و تا زمانی که تحقیقات مستقل در این مورد انجام نگیرید و عاملین این کشتار
محاکمه نشوند از پای نخواهیم نشست؛ نه میبخشیم نه فراموش میکنیم.
مریم اکبری منفرد وگلرخ ابراهیمی ایرایی زندان اوین مرداد ۹۷»
زندانیان سیاسی زن در اوین به خانواده مرادی پیام
های تسلیت فرستادند
زندانیان سیاسی زن آتنا دائمی، گلرخ ایرایی و
مریم اکبری منفرد در بند زنان زندان اوین جان باختن فعال سیاسی اقبال مرادی را به
خانواده مرادی تسلیت گفتند.
آنها خطاب به زانیار و لقمان مرادی زندانیان سیاسی کرد محکوم به اعدام در زندان
گوهردشت کرج در پیامهای تسلیت فرستادند
گلرخ ایرایی و مریم اکبری منفرد در بخشهایی از
پیام خود گفتند، «جامعه کرد! ما را در این غم بزرگ سهیم بدانید... ترور اقبال
مرادی همچون کشتار دیگر آزادی خواهان محکوم است و یقینا بی پاسخ نخواهد ماند...»
گلرخ ایرایی، مصمم تر از همیشه برای ایجاد آن
تغییر بزرگ
زندانی سیاسی گلرخ ابراهیمی ایرایی که روز ۴ اردیبهشت
۹۷ به اعتصاب غذای ۸۱ روزه خود پایان داد، همانطور که خواسته او بود به بند زنان
زندان اوین بازگردانده شده است. .در زیر، بخشهایی از اولین نامه ای است که بعد از
بازگشت به اوین به بیرون فرستاده است
او نامه خود را با گرامیداشت یاد آموزگار شهید
کرد، فرزاد کمانگر، آغاز می کند که روز ۱۹ اردیبهشت ۸۹ به همراه ۴ زندانی سیاسی
کرد دیگر اعدام شدند. باقینامه او به ابراز قدردانی از کسانی اختصاص دارد که در
دوران اعتصاب غذا در کنار او ایستادند و برای ادامه مبارزه تا رسیدن به ایرانی
آزاد تجدید عهد می کند.
زندانی سیاسی گلرخ ابراهیمی ایرایی بدون تکمیل
دوره درمان به زندان مخوف قرچک ورامین بازگردانده شده است.
خانم ایرایی بعد از اینکه به درخواست گسترده
زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر اعتصاب غذای خود را در روز ۴ اردیبهشت شکست، روز
یکشنبه ۹ اردیبهشت ۹۷ به زندان قرچک برگردانده شد.
مقامات به او گفته بودند که اگر اعتصابش را
بشکند، به خواسته اش خواهد رسید و به بند زنان اوین برگردانده می شود. قولی که
خانم ایرایی از همان ابتدا دروغ خواند.
بعد از یک اعتصاب غذای ۸۱ روزه گلرخ ایرایی هم
اکنون با دردها و ضعف عضلانی شدید مواجه است و در زندان قرچک نمی تواند از مراقبت
های درمانی ضروری برخوردار باشد.
گلرخ ایرایی
پس از گذشت ۸۰ روز اعتصاب غذا سرانجام با پادرميانى خانواده و در پاسخ به خواسته بيش از هزار فعال مدنى و
سياسى و ٢٨ نهاد حقوق بشرى و وعده رسيدگى
به خواسته هايش به اعتصاب غذای خود پایان داد.
نامه آرش صادقی در خصوص وضعیت همسرش؛ گلرخ ایرایی:
« ولی او دربند هم بنده نشد »
آرش صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان
گوهردشت، با انتشار نامهای وضعیت وخامتبار همسرش؛ گلرخ ایرایی در بیمارستان را
تشریح کرده و خواستار حمایت مردم و مجامع
بیناللملی از همسرش شده است.
آرش صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان
گوهردشت، با انتشار نامهای وضعیت وخامتبار همسرش؛ گلرخ ایرایی در بیمارستان را
تشریح کرده و خواستار حمایت مردم و مجامع
بیناللملی از همسرش شده است.
متن نامه:
نامش گلرخ ایرایی است. زاده شهر زیبای آمل. به
واسطه شغل پدر دوران کودکیاش در شهر دزفول میگذرد. شهر دزفول، دهه شصت، جنگ و
بمباران و آوارگی شاید تنها خاطرات تلخ او
از دوران کودکیاش نباشد. هنوز چند سالی بیشتر ندارد که پدرش در یکی از عملیاتها
از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار میگیرد، ترکش به سرش اصابت میکند. یک سال و نیم
در کما میماند. بعد از خارج شدن از حالت کما تا سالها توان حرکتی چندانی ندارد.
مادر گلرخ به اجبار و به واسطه شرایط پدر (همسرش) شغل معلمی را که عاشقانه دوستش
داشت رها میکند و تا سالها از همسرش پرستاری میکند.
دوران کودکی گلرخ در جنگ محو میشود. دوران نوجوانی و جوانیاش فرا میرسد.
به نوشتن روی میآورد. از نوشتن داستانهای کوچک شروع میکند. قلمی جادویی، در
جامعهای که همواره حتی توان راه رفتن ندارد درگیر جنگ و خشونت و مرگ و عذاب است
از عشق مینویسد، از جهانی انسانی، جهانی به دور از خشونت و جنگ و سرشار از شور و
زندگی.
آرمانشهر ذهنش جامعهایست فارغ از تبعیض و بیعدالتی.
برای رفع همین تبعیض و بیعدالتی میکاود و تلاش میکند. آموزش و درس دادن به
کودکان کار و فعالیتهای حقوق بشری در حیطه مخالفت با اعدام و جنگ شاید بخش کوچکی
از فعالیتهای او در راستای رسیدن به آن جامعه آرمانی بود. او را به بند میکشند
از باب داستانی تخیلی که شخصیت اول داستانش سنگسار شده.
او را با دستبند و چشمبند به بند بردند ولی او
دربند هم بنده نشد.
قلم او در زندان هم محصور نشد. پس باید قلمش را
میشکستند و بر دهانش قفل میزدند.
قلمش را شکستند و بر دهانش قفل زدند ولی او با
دهانی بسته یکپارچه فریاد شد.
امروز چهارشنبه مورخ ۲۲ فروردین، گلرخ آریایی
شصت و هفتمین روز اعتصاب غذایش را در حالی به پایان میرساند که علیرغم وخامت
حالش همچنان بدون واکنش از جانب مسئولین در بیمارستانی تحتالحفظ سپاه پاسداران
رها شده است.
گلرخ در اعتراض به سناریوسازی و انتقال غیرقانونی
همراه با ضرب و شتم از تاریخ ۱۴ بهمن دست به اعتصاب غذا زده و در حالی به اعتصاب
غذای خود ادامه میدهد که حتی توان راه رفتن ندارد.
کاهش بیش از بیست کیلوگرم از وزنش، ضعف تکلم و
بینایی، مشکلات شدید کلیوی، بخشی از عوارض اعتصاب طولانی مدت این زن زندانی میباشد.
سناریو پروندهسازی و انتقال توسط قرارگاه
ثارالله سپاه تنظیم میشود.
ماجرا همان داستان پروندهسازی است که این بار
در زندان به اجرا در میآید.
دو زن زندانی آماج توهین و ضرب و شتم قرار میگیرند
و با پروندهسازی مضحک بدون هیچگونه حکم قضایی به فرمان قرارگاه جهت اعمال فشار
روحی و جسمی به زندان قرچک تبعید میشوند. برای حفظ حقوق و کرامت انسانی و در غیاب
دستگاه قضایی مستقل مگر انتخابی جز اعتراض و مقاومت باقی میماند.
گلرخ ایرایی از تاریخ ۱۴ بهمن در اعتراض به این
سناریو ناگزیر با در دست گرفتن جان خود بلندترین اعتراض ممکن را به این ظلم بیان میکند
و دادخواهی خود را نزد هیئت منصفهای به بزرگی ملت ایران و همه انسانهای عدالتخواه
دنیا میبرد.
سر تعظیم فرود میآورم در برابر شجاعت و پایداری
او؛ نامهام را با جملهای از او به پایان میبرم و از همه وجدانهای بیدار
درخواست میکنم صدای مظلومیت گلرخ و آتنا باشند.
آزادگان، سرفرازان تاریخاند و آن چیزی که هرگز
به بند کشیده نمیشود آزادگیست.
آرش صادقی
زندان گوهردشت – سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷»
زندانی سیاسی گلرخ ایرایی، پس از ۷۶روز همچنان
بر ادامه اعتصابغذای خود تا رسیدن به خواستهاش
و انتقال به زندان اوین اصرار دارد.
وی هماکنون بهعلت بدی شرایط جسمی در بیمارستان بستری است.
دژخیمان زندان به وی گفتهاند که اگر اعتصابش را
بشکند به خواستهاش خواهد رسید. اما گلرخ ایرایی نپذیرفته که اعتصابش را بشکند و این
حرف را دروغ میداند.
زندانی سیاسی گلرخ ایرایی از تاریخ ۱۶بهمن96
اعتصاب غذای خود را آغاز کرد. وی در اعتراض به انتقال غیرقانونی همراه با ضربوشتم خود و
آتنا دائمی از زندان اوین به قرچک ورامین دست به اعتصاب غذا زد.
وضعیت گلرخ ایرایی بعد از ۷۵روز هشدار دهنده است
مسئولین زندان به خانم ایرایی گفته اند که «حتی
اگر بمیری، خواسته ات عملی نمی شود
.
وی در حال حاضر در بیمارستان بقیه الله سپاه نگهداری می شود
و وضعیت وی هشدار دهنده است
وی از پذیرش تزریق سرم خودداری
می کند و به همین دلیل دچار افت شدید فشار خون شده است
هیومن رایتس واچ روز سهشنبه 21فروردین طی بیانیهیی از رژیم آخوندی خواست فورا زندانی سیاسی گلرخ ایرایی را که در بیمارستان
بستری است آزاد کند. در قسمتی از این بیانیه آمده است: گلرخ ایرایی در روز سوم
آوریل، ۱۴فروردین، در پی مشکلات پزشکی ناشی از اعتصاب غذا از زندان به بیمارستان
منتقل شد
روز یکشنبه ۱۹فروردین ۹۷ زندانی سیاسی گلرخ ایرایی
که بیش از دو ماه است در اعتصاب غذا بهسر میبرد، تحت تدابیر امنیتی با پدرش
ملاقات کرده و گفته است اعتصاب غذا را
ادامه میدهد.
این زندانی سیاسی که در زندان قرچک ورامین
محبوس است پس از ۶۶روز اعتصاب خشک و تر،
با ۲۲کیلو کاهش وزن در معرض خطر جدی است
زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادوند از بستگان
مجاهدان اشرفی که در زندان گوهردشت زندانی است طی پیامی به زندانی سیاسی گلرخ ایرایی
که بیش از 60روز است که در زندان قرچک ورامین در اعتصاب غذا بهسر میبرد گفت:
دخترم گلرخ
بیش از شصت روز است که با تنها و البته مؤثرترین
سلاحی که یک زندانی در اختیار دارد؛ با نثار تک تک سلولهایت به جهانیان اعلام کردهای
که رژیمی که تو را فقط بهعلت اندیشههای منتشر نشدهات بهاصطلاح به زنجیر کشیده؛
تاب مقاومت در برابر تو را ندارد و به همین علت حتی قوانین آبکی خود را نیز در
مورد تو اجرا نکرده و با تبعیدت به زندانی قرونوسطاییتر از دیگر زندانها سبعیت
خود را به جهانیان نشان داده است.
دخترم
ضمن اعلام حمایت از خواستههای برحق تو و ابراز
همراهی؛ همراه دیگر زندانیان آزادهای نظیر آتنا؛ سهیل و زینب و ارژنگ اعلام میکنیم؛
شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده و سرنگونی تنها راه پیش رویت میباشد.
همچنین بدینوسیله از همه مراجع بینالمللی
خواستار ارجاع پرونده حقوق بشری این رژیم بنیادگرا به شورای امنیت مللمتحد میباشیم.

زندانی سیاسی گلرخ ایرایی که بهدلیل اعتصابغذای طولانی بارها بیهوش شده است؛
هماکنون در بیمارستان بقیه الله سپاه پاسداران بستری است.
خانواده این زندانی سیاسی روز جمعه
۱۷فروردین ۹۷؛ به این بیمارستان مراجعه کردند تا فرزند خود را ملاقات کنند، اما
مأموران جنایتکار امنیتی با خشونت از ملاقات آنها جلوگیری کرده و این خانواده را
مورد تهدید قرار دادند. مأموران حتی از پشت شیشه هم اجازه ندادند این خانواده با فرزند خود ملاقات داشته باشند.
زندانی سیاسی گلرخ ایرایی از زمانی که به هوش آمده، از زدن سرم امتناع کرده
است.
پیامهای حمایت زندانیان سیاسی از گلرخ ایرایی
زندانی سیاسی علی معزی پدر دو مجاهد اشرفی طی پیامی از زندان تهران برزگ به زندانی سیاسی
در اعتصاب غذا گلرخ ایرایی گفت
ای گلهای شاداب و معطر نبرد اراده ها؛ شما پیروز هستید آسیب های برگشت ناپذیر
جسمانی سرفرازانی همچون گلرخ، آرش، مجید،
ارژنگ و دیگران از اسناد زنده و ماندگار جنایات این دیکتاتوری فلک زده است.
نظام بیچاره ای که به خیال خود اقتدار پوشالی اش را در خواب خرگوشی و تظاهر به
بی توجهی به مطالبات آنها می بینید در حالی که این به نفهمی زدنها از یک سو ضعف
و زبونی رژیم را به نمایش می گذارد و از دیگر سو ثابت می کند که این حکومت
دشمنی جز جوانان این آب و خاک برای خود نمی شناسد.
اعتصاب غذا بهانه است؛ بلکه این سرفرازان پایدار خشم و عصیان؛ هم نسلان خود و یک
دهه جوانتر از خود را نمایندگی می کنند که اکنون بپاخاسته و می شتابند
تا طومار این سیستم ننگین را در هم بپیچند. گویا که این ایام آخرین دورانی
باشد که زندانیان سیاسی با سلاح اعتصاب غذا، به رویاروی جهل و جنایت می پردازند.
ای جانهای مدهوش و ای رگ های بی خون و ای گلهای شاداب و معطر نبرد اراده ها
درود بر شما. تمامی عشق و احترام و تعظیم خود را نثار شما می کنم . پیروز هستید
اعتصاب
غذای مریم اکبری منفرد در همبستگی با گلرخ ایرایی
زندانی
سیاسی مریم اکبری منفرد روز چهارشنبه ۱۵ فروردین ۹۷ در همبستگی با گلرخ ایرایی اعلام سه روز اعتصاب غذا کرد و از مجامع
بینالمللی و حقوق بشری خواستار اقدام برای نجات جان گلرخ گردید.
کمیسیون زنان
شورای ملی مقاومت ضمن ابراز نگرانی از وضعیت زندانی سیاسی گلرخ ایرایی که بر اثر
۶۲روز اعتصاب غذا در شرایط بحرانی بهسر میبرد، و بیاطلاعی از محل نگهداری او،
عموم مراجع بینالمللی حقوق بشر بهویژه گزارشگران بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و
حق حیات، همچنین ارگانهای مدافع حقوق زنان را به اقدامی فوری و مؤثر برای نجات جان
این زندانی سیاسی و آزادی بیقید و شرط او فرامیخواند.
لینک متن اطلاعیه
ظهر روز سهشنبه ۱۴فروردین 97؛ زندانی سیاسی گلرخ ایرایی به دنبال 60روز اعتصاب غذا دچار تشنج شد و به
اغما رفت.
دژخیمان زندان قرچک ورامین سپس وی را
به بیمارستانی در نزدیکی زندان منتقل
کردند.
گلرخ ایرایی و آتنا دائمی در ۴بهمن ماه 96؛ به دستور دژخیمان زندان اوین از جمله حاجی مرادی از زندان اوین به زندان
قرچک ورامین تبعید شدند. این عمل در تلافی بیانیه
یی است که این دو زندانی سیاسی به بیرون از زندان فرستاده و رسانهیی کرده
بودند.
زندانی سیاسی گلرخ ایرایی از تاریخ ۱۶بهمن 96
اعتصاب غذا خود را آغاز کرد. وی در اعتراض به انتقال غیرقانونی
همراه با ضربوشتم خود و آتنا دائمی از زندان اوین به قرچک ورامین دست
به اعتصاب غذا زد.
در حال حاضر این دو زندانی سیاسی در بند مادران زندان قرچک بهسر میبرند.
گفته میشود «حدود ۲۰کودک در این بند در کنار مادرانشان زندانی هستند، تعدادی هم
زن باردار در بند است. زنان با جرمهای سنگین در بند هستند و تفکیک جرایمی صورت
نگرفته است. وضعیت بهداشتی و امنیتی بند
بهشدت وخیم است.»
گلرخ ایرایی سوم بهمن ۹۵از سوی مأموران اطلاعات
سپاه بازداشت و برای اجرای حکم ۶سال حبس به زندان اوین منتقل شد.
زندانی سیاسی سعید شیرزاد درنامه ای از گلرخ ایرایی خواست که به اعتصاب غذایش پایان دهد لینک متن نامه
آرش صادقی؛ نگذارید فاجعهای دیگر در زندانها
به وقوع بپیوندد
آرش صادقی، فعال حقوق بشر محبوس در زندان رجایی
شهر کرج با نگارش نامهای سرگشاده در حمایت از همسرش گلرخ ایرایی و آتنا دائمی دو
کنشگر مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت گلرخ ایرایی که
از ۶۴ روز پیش دست به اعتصاب غذا زده. خواستار حمایت از همسرش شده است. وی در بخشی
از این نامه میگوید “مادر گلرخ شرایط وی را در ملاقاتی که اخیرا داشته اینگونه
برایم شرح میدهد: “مردمک چشمانش تند و تند میچرخید و با تعجب به ما خیره شده بود
و ما را در اولین دقایق ملاقات به یاد نمیآورد”.
او در بخشی از این نامه گفته
است “از همه وجدانهای بیدار میخواهم پیش از آنکه فاجعهای دیگر در پس خودکشیشدگان
در زندانها به وقوع بپیوندد صدای مظلومیت گلرخ و آتنا باشند و مسئولیت و عواقب
هرگونه اتفاق ناگواری برای گلرخ و آتنا مستقیما متوجه قرارگاه ثارالله سپاه و
دادستانی است.”
متن کامل نامه:
چه قدر کامل و زیبا “هانا آرنت” ویژگیهای
حکومت توتالیتر را ترسیم میکند:
اتکا به اصل پیشوایی جنایتکاری آشکار ارعاب،
سلطه امنیتی بر همه ارکان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، استقرار نهادهای امنیتی در
تمامی بخشهای جامعه برای شکار مخالفین، دروغگویی مداوم، سلسله مراتب شدید شکنجهگری،
نابود کردن خودانگیختگی در فرد، کشتن روان و شخصیت اخلاقی در انسان و فردیت او،
سنگدلی ایجاد انسان بدون هویت و حقوق، تنزل دادن انسان در حد حیوان، نگهداری مردم
در وضع بردگی و تسلیم، ایجاد ذهنیت مظنونگرایانه در جامعه و افراد، ایجاد دشمن عینی
و تلقی هر بیگانهای به عنوان دشمن سرکوب مردم برای وفاداری تام به ایدئولوژی
حاکم، ادعای استقرار حاکمیت عدالت بر روی زمین و مدعی ساخت بشر جدید رشد اوباش و
اوباشیگری در رهبران و دستگاه سرکوب و سلسله مراتب حکومت، تباهی اخلاق و …
آری رشد اوباش و اوباشیگری و تباهی اخلاق، در
سیستمی که امثال مرتضویها و سعید طوسی قاری بیت و… در حریم امن قدرت به بدترین و
غیر اخلاقیترین رفتارها دست زدند و امروز هم آزادند قطعا جای امثال گلرخها و
آتناها در زندان و تبعید است.
آتنا دایمی و گلرخ ایرایی روز ۴ بهمنماه سال
گذشته و پس از ضرب و شتم توسط یوسف مردی رییس حفاظت اطلاعات زندان اوین و با
پروندهسازی و شکایت وی و عباس خانی رییس بهداری زندان و چهارمحالی رییس زندان اوین
بدون هیچگونه حکم قضایی و جهت اعمال بیشتر فشارهای روحی و جسمی و برخلاف آییننامه
و قوانین قضایی مبنی بر گذراندن محکومیت در زندان محل سکونت و عدم اجرای اصل تفکیک
جرایم به زندان قرچک ورامین تبعید شدند.
این دو فعال حقوق بشر در اعتراض به این تبعید
خودسرانه از تاریخ ۱۴ بهمن دست به اعتصاب غذا زدند و آتنا پس از مدتی به دلیل جراحی
کیسه صفرا که از عوارض اعتصاب طولانی و گذشته وی بود به اعتصاب خود پایان داد.
گلرخ امروز شصتمین روز اعتصاب غذای خود را در حالی به پایان میبرد که سی روز پیش
بر اثر فشارهای ناشی از این اعتصاب و فشارهای عصبی تشنج کرده و طبق گفته پزشکان
زندان قرچک دچار سکته خفیف شده است.
آتنا در ملاقاتی که با خانواده داشته آن روز را
اینگونه توصیف کرده که گلرخ وقتی به سمت در خروجی اتاق میرفت، دست و پاهایش کج
شده و با صورت به زمین خورد و دندانهایش روی هم قفل شد و …
مادر گلرخ هم شرایط وی را در اولین ملاقات که
پس از این واقعه بوده است را اینگونه برایم شرح میدهد: “مردمک چشمانش تند و تند
میچرخید و با تعجب به ما خیره شده بود و ما را در اولین دقایق ملاقات به یاد نمیآورد…”
آخرین خبرها از آتنا و گلرخ حاکی از آن است که
در پی انتقال همراه با ضرب و شتم گارد زندان قرچک صورت آتنا دچار ضرب خوردگی شده و
همین مسئله باعث از کار افتادن یکی از عصبهای صورتش شده است و گلرخ ایرایی با
کاهش ۲۰ کیلو تقریبا از وزنش به ۵۰ کیلو رسیده است؛ درد شدید در ناحیه کلیه و کاهش
شدید قند و فشار خون و کلسیم بخشی از عوارض اعتصاب ۶۰ روزه این زندانی زن سیاسی
مستقر در زندان قرچک ورامین است؛ لذا از همه وجدانهای بیدار میخواهم پیش از آنکه
فاجعهای دیگر در پس خودکشیشدگان در زندانها به وقوع بپیوندد صدای مظلومیت گلرخ
و آتنا باشند و مسئولیت و عواقب هرگونه اتفاق ناگواری برای گلرخ و آتنا مستقیما
متوجه قرارگاه ثارالله سپاه و دادستانی است.
آرش صادقی / زندان گوهردشت / سهشنبه ۱۴ فروردین
۱۳۹۶″