۱۳۹۶ مهر ۲۰, پنجشنبه

ایران- جان زندانی سیاسی رسول حردانی در خطر جدی است




زندانی سیاسی رسول حردانی
بنا به کزارشات رسیده زندانی سیاسی رسول حردانی را به اندرزگاه ۱۰ سالن ۳۰ منتقل کرده اند. این بند به بند اشرار معروف است و زندانیان آنجا به دستور مسول بند زندانیان دیگر را مورد ضرب و شتم قرار میدهند.
رسول گفته است که، دیروز نزدیک به ۲۰ زندانی حوالی ظهر در حضور افسر نگهبان به او حمله ور شده و از چند ناحیه مصدومش می کنند. در نهایت رسول حردانی را به قرنطینه می فرستند که هنوز آنجاست و قرار است تا شنبه جایی در بند دیگر برایش در نظر بگیرند. زندانی سیاسی رسول حردانی گفته که امنیت جانی ندارد و احساس خطر می کند …


زندانی سیاسی رسول حردانی ۳۴ساله علی رغم اینکه کمتر از ۱۸ سال سن داشت، رسول حردانی در سال ۱۳۷۹ هنگامی که با خانواده‌اش قصد پناهندگی داشتند سعی کردند که هواپیما را به کنترل خود در آورند و به سوی مقصدی که مد نظر آنها بود تغییر مسیر دهند که این مسأله ناکام ماند و باعث دستگیری او و برادرش خالد حردانی شد. او پس از تحمل ۷ سال زندان با سپردن وثیقه در سال ۱۳۸۶ آزاد شد. وی مجددا در اعتراضات چهارشنبه سوری در سال ۱۳۸۸ دستگیر و همچنان در زندان اوین بسر می برد. در این مدت او در اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان و روند نگهداری غیرقانونی بارها دست به اعتصاب‌غذا زده است در یک مورد لبهای خود را دوخت.وی از نوعی بیماری قلبی رنج می‌برد و بخشی از بدن وی بی حس است ،به سختی حرکت میکند.
در این مدت او دست از افشاگری و اعتراض به هر شکل برنداشت نگاهی بیاندازیم به برخی از نامه های او:


زندانی سیاسی رسول حردانی

افشاگری زندانی سیاسی رسول حردانی از وضعیت داخل زندان
رسول حردانی، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر(گوهردشت) طی نامه ای از درون زندان برای افشاگری می نویسد:
امروز نزدیک به چهار دهه است که حکومت اشغالگر، ایران عزیزمان را در بند ستمکاری خود نگه داشته و گویی مردم به استبداد و ظلم عادت کرده اند و مباررین راه آزادی گویا در زندانهای وقت تحت شدید ترین شکنجه ها تنها و تنها مانده اند و کشور نیز در دستان دیکتاتوری در حال نابودی است.
اینجانب بیش از 17 سال است که در زندان های این دولت ضدبشری و ستمگر هستم و بارها با چشمان خود دیدم که چه عزیزانی در راه سرافرازی میهن و برای آزادی به شهادت رسیدند و دیدم که چگونه زندانیان سیاسی از هر باور و عقیده در برابر ظلم و تعدی گری ظالمان ایستادگی کرده و جهان خود را فدای آرمانهای مقدس خود کرده اند. شکنجه شدند، اعدام شدند و یا به جوخه های مرگ خاموشی سپرده شدند اما سکوت نکرده و به آرمانهای آزادی پشت نکردند و به دیکتاتور نه گفتند و دیدم و دیدم که شکنجه گران با خانواده هایشان چه کار کردند… تهدید کردند اخطار کردند و حتی مرگ عزیزانشان به آنها گوشزد کردند این در حالی است که در این کشور آقازاده ها برای خود حقوق های نجومی دریافت میکنند دکل میدزدند و اموال مردم را چپاول میکنند اما کودکان برای لقمه ای نان سر چهارراه ها آدامس میفروشند و نان شب خود را گدایی میکنند این عدالت دین اسلام آخوندهای جمهوری اسلامی است فقط شعار و عوام فریبی… پس کجاست آن حرفهایی که از تریبون نماز جمعه به خورد مردم میدهند و به صورت کلیشه وار دیکته میکنند؟؟ بنده شخصا فکر میکنم به شعور من و هم نسلهای من توهین شده است. سکوت در برابر حکومت ظلم و استبداد کافی است من دیگر سکوت نخواهم کرد و آزادی را چه با فدا کردن جانم و چه با ادامه افشاگری و اعتراض و مبارزه به دست خواهم آورد.
رسول (رادمان) حردانی زندانی سیاسی سالن 12 زندان مخوف گوهردشت

نامه‌ رسول حردانی درباره تحریم انتخابات:
مجلس در صلاحیت تعریف جرم سیاسی نیست، زیرا این مجلس خود وارث شکنجه، اعدام و زندان بیش از هزاران تن از هموطنان ایرانی و خوزستانی و دیگراندیشان سیاسی و باعث صلب آزادی‌های مدنی و اجتماعی بوده و در صلاحیت آن نیست که بتواند تعریف جرم سیاسی را تصویب کند.
نمایندگان واقعی کسانی هستند که در انتخابات آزاد و دموکراتیک و با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند، بنابراین، این مجلس مشروعیتی برای تعریف و تصویب جرم سیاسی ندارد.
من به عنوان یک زندانی سیاسی که بیش از ۱۶ سال تحت شدیدترین شکنجه‌ها بوده‌ام از مردم ایران و مخصوصا مردم عزیز خوزستان می‌خواهم که این انتخابات غیردموکراتیک را تحریم کنند.
رسول حردانی – زندان رجایی شهر (گوهردشت) ۷ بهمن ماه ۱۳۹۴

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر